به گزارش خبرنگار سراج24، طیب حاج رضایی در جریان نهضت امام خمینی تقش مؤثر و قابل توجهی داشت تا جایی که اسناد تاریخی گواهی بر نقش موثر طیب حاج رضایی است. در همین رابطه با مراجعه به اسناد فرمانداری نظامی تهران میتوان به نقش طیب حاج رضایی اشاره کرد. فرمانداری نظامی تهران طی گزارشی طیب حاج رضایی به عنوان یکی ویژه، به شاه اعلام کرد .شخص طیب حاج رضایی مسئول اصلی این اقدامات است.
شهید طیب که از کوثر وجود خمینی بت شکن سیراب شده و زنده دست روح خدا بود، دربرابر همه شکنجهها و سختیهای زندان مقاومت کرد و مردانه ایستاد. او حاضر نشد از راه جدیدی که انتخاب کرده بود جدا شود و علیه نهضت اسلامی موضعی بگیرد. بخشی از کتاب "محرم و انقلاب اسلامی" که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ شده است به بررسی نقش طیب حاج رضایی در جریان نهضت اسلامی امام خمینی (ره) میپردازد که زیر میخوانید:
طیب حاج رضایی یکی از افراد فعال در قیام 15 خرداد 1342 بود. وی مردی پرجذبه و قدرتمند و به عبارتی قلدر بود و کسی جرأت رویارویی با او را نداشت. این خصوصیت، با نکات مثبتی که در اخلاق و رفتارش بود، در آمیخته شده و از او یک جوانمرد ساخته بود. طیب در میدان ترهبار کار میکرد. کشاورزان و روستاییانی که بار به میدان میآوردند و دچار مشکلی میشدند، به او پناه میبردند و به داد آنها میرسید.
بنابراین کمک به مظلوم از ویژگیهای بارز شخصیت وی بود. از دیگر خصوصیات طیب عشق به سیدالشهدا(ع) بود. وی روبه روی خیابان صفاری (خیابان شهید مجید حداد عادل) انتهای خیابان انبار گندم تکیه داشت و هر سال از اول محرم آنجا را سیاهپوش میکرد. وعاظ و مداحان در این مجلس بر منبر میرفتند و روضه میخواندند. دسته طیب نیز معروف و بزرگ بود. این دسته معمولاً در شب پیش از عاشورا راه میافتاد. آن سال دسته طیب به تمام پرچمها و تیغهها و علامتها عکسهای امام خمینی را نصب کرد.
رضا حداد عادل دربارهی عشق و علاقه طیب به امام خمینی اینگونه میگوید: «منزل ما نزدیک تکیه طیب بود. دسته طیب شب عاشورا دوازدهم خرداد طبق روال معمول همه ساله از تکیه بیرون آمد. طیب در جلوی علامت تکیه درحرکت بود و سینهزنها پشت سرش، آرام آرام حرکت میکردند.
آن شب، برخلاف سالهای قبل عکسهای حضرت امام به سینه علامت نصب بود و مردم از یکدیگر میپرسیدند که با توجه به جو خفقان و خوفی که دستگاه در دل مردم ایجاد کرده، بالاخره عاقبت کار به کجا میکشد؟ تقریباً در سه چهار قدمی طیب ایستاده بودم که اتومبیل دربار، کنار خیابان ایستاد.
رسول پرویزی- معاون علم- پیاده شد و سریعاً جلوی طیب آمد و پس از سلام گفت: «طیب خان این کاری که کردهای، نصب عکسهای امام خمینی جلوی علامت، کار درستی نیست. آن عکسها را بردار». طیب گفت: «من عکسها را برنمیدارم». پرویزی گفت: «طیب خان بدجوری میشود». طیب با متانت و وقاری که مخصوص خودش بود، خیلی صریح گفت: «بشود». من سه چهار قدمی ایستاده بودم و منظره را میدیدم. با طیب سلام و تعارفی داشتم. پرویزی به اتومبیلی که علم داخل آن بود، برگشت. علم مجدداً پیغام دیگری به پرویزی داد، او دوباره پیاده شد و با طیب صحبت کرد و گفت عکسهای امام را بردارد. همهی اینها در حالی اتفاق میافتاد که سینهزنها پشت سر علامت جلو میآمدند و جمع میشدند. طیب مقاومت میکرد: «من عکسها را برنمیدارم». پرویزی گفت: «طیب خان دارم به تو میگویم بد میشود، ها!» طیب گفت: «میخواهد بد بشود. عکسها را برنمیدارم.» پرویزی با عصبانیت رفت و سوار اتومبیل شد، اتومبیل با یک چرخش سریع از راهی که آمده بود برگشت. دسته با علامتی که عکسهای حضرت امام بر آن نصب بود حرکت کرد...».
در واقع ریشه اصلی نقش طیب در قیام پانزده خرداد، همان مجلسهای روضه و سینهزنی بود. خطیبی هم که در آن تکیه به منبر رفت، با شجاعت بر ضد دستگاه سخن گفت. حکومت نیز برای زهر چشم گرفتن از مردم، طیب را دستگیر و زندانی کرد. در زندان او را زیر شکنجه قرار دادند. طیب در هفتهی آخر عمر، طی ملاقاتی که برادرش حاج مسیح با وی داشته گفته بود:
«به من پیشنهاد کردهاند تا در رادیو و تلویزیون اعلام کنم که آقای خمینی به من پول داده تا مردم را تحریک کنم که شلوغی راه بیندازند، اتوبوسها را بسوزانند و شیشههای مغازهها را بشکنند، اما برادر، اگر مرا زیر شکنجه وادار به هر اقراری بکنند، حاضر نخواهم شد به آبروی این پسر فاطمه لطمه بزنم حتی اگر به قیمت جانم تمام شود...». طیب سرانجام نیز به عهد خود عمل کرد و به شهادت رسید.
حاج اسماعیل رضایی
حاج اسماعیل رضایی نیز همچون طیب در میدان ترهبار کار میکرد. وی بسیار متدین و اهل مسجد و منبر و مقید به پرداخت حقوق مالی شرعی و جزء هیئت مدیرهی یکی از هئیتهای مهم تهران بود. حاج اسماعیل، فریادگر انقلاب و از چهرههای سرشناس در تحریک افراد مذهبی و به ویژه میدانی بود. او با هیئتها و مساجد مختلف ارتباط داشت. وی پس از قیام پانزده خرداد به همراه طیب زندانی و با وی اعدام و شهید شد.
0نظر